السيد الخميني
105
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
همه مىگوييم كه نده ! آزادى اين است كه همهء آقايان الآن مىدانيد كه علماى ما ، سياسيون ما ، بازارى ما ، الآن يك دسته دختر ، پسر ، زن ، مرد ، همه در حبسهاى اينها دارند به سر مىبرند . چه گفتند كه اين طور شده ؟ يك كلمه گفتهاند كه آقا مثلًا بالاى چشمش ابرو [ است ] . آزادى ما عبارت از اين [ است ] ! آن آزادى كه آقاى كارتر مىفرمايند كه آزادى تندى داده و مملكت را مترقى [ كرده ] ؛ ترقى اجتماعى ، يك اجتماع مترقى شاه درست كرده و منشأ مخالفت مردم با او اين است كه مردم مىگويند ما ترقى نمىخواهيم ! ما مىخواهيم الاغ سوار بشويم ! . . . آقاى كارتر ، عقيدهاش اين است [ البته ] عقيدهاش نيست ، حيله اين است . او خيال مىكند اين حيلهها را ديگر مردم مىپذيرند . آقاى كارتر بايد بداند كه ديگر اين حيلهها ، بازيها را ديگر كسى نمىپسندد از او ؛ ديگر مردم فهميدهاند قضيه را . همراهى و همدردى با مبارزان ايران در هر صورت اين را من به همه آقايانى كه ملاقات كردم عرض كردم كه ماها همه مكلف هستيم ؛ يعنى منِ طلبه كه اينجا نشستهام ، آن آقا كه آنجا نشسته است ، شماها در هرجا هستيد و در هر صورتى كه هستيد ، تكليف الآن داريد ؛ يعنى تكليف داريد كه با اين قيامى كه ملت ايران الآن كرده است ، با اين اشتراك داشته باشيد . شما در اروپا هستيد نمىتوانيد كه ديگر [ اينجا ] ميدانى نيست كه در جنگ برويد ، [ ايران ] ميدان است و [ مردم ] مبارزه مىروند و كتك مىخورند و - عرض مىكنم كه - كشته مىدهند و خون مىدهند ؛ اينجا اين جور نيست ؛ شما مىتوانيد با تبليغاتتان ، شما هر يكىتان با ده نفر ، بيست نفر از همين اروپاييها آشنايى داريد ، رفاقت داريد ، به آنها بگوييد مطلب را . اينها تبليغ كردهاند بر ضد ايران ، بر ضد اسلام . شما مطلب را بگوييد كه آقا دعواى ما بر سر اين حرفها نيست كه به ما آزادى دادهاند [ و ما آن را ] نمىخواهيم ؛ كه همه حرف مردم ايران اين است كه ما آزادى مىخواهيم و نداريم . به ما خيانت كردهاند . اموال ما را دارند مىدهند به امريكا ؛ نفت ما را دارند مىدهند به امريكا . چنان هم نفت را مىدهند